روان شناسانه
نویسنده: سعید فرمانی - ۱۳٩۱/۳/۳۱

امروز خبری را شنیدم که بی اندازه خوشحالم کرد. وبلاگ استادان علیه تقلب دوباره راه اندازی شد. این بلاگ که چند سال پیش راه اندازی شده بود، متاسفانه بعد از مدت کوتاهی فیلتر شد و هم اکنون مجدا با آدرسی جدید آغاز به کار کرده و این مایه خوشحالی است. به همین مناسبت میخواهم نقدی بر محققی داشته باشم که در حیطه دینداری تحقیق میکند.

به این سه مقاله نگاهی بیاندازید

1 رابطة عوامل مدل پنج عاملی شخصیت و سبکهای هویت، سال 87

2 رابطه سبک های هویت و دینداری در دانشجویان، سال 88

3 رابطه عوامل و وجوه مدل پنج عاملی شخصیت با دینداری، سال 90

گذشته از شباهت های زیاد این مقالات با این مقاله که در سال 2004 چاپ شده و شباهت نمونه ها و شاید یکسان بودن نمونه ها در این سه مقاله، یک مشکل عمده در دو مقاله اخیر وجود دارد. در مقالات سال 88 و 90 از مقیاس باورهای پسا انتقادی استفاده شده. همانطور که من قبلاً تا حدودی این مقیاس و نحوه سنجش روایی آن را معرفی کردم، مشخص میشود که این مقیاس چند بعدی است و نمیتوان با تحلیل عاملی روایی آن را سنجید. اما در پژوهش سال 88 اصلاً به نحوه سنجش روایی مقیاس اشاره نشده و محقق صرفاً به ذکر روایی به دست آمده در تحقیقات دیگر اکتفا کرده است. اگرچه در پژوهش سال 88 محقق مقیاس باورهای پسا انتقادی را به درستی معرفی کرده است اما در مقاله سال 90 مقیاس را اشتباه معرفی کرده و یک بُعد مقیاس (بعد تفسیر مضامین دینی) را نادیده گرفته. یعنی یک مقیاس دو بعدی را به یک مقیاس یک بعدی تبدیل کرده است (اگرچه محقق ادعای دیگری دارد). لذا برای سنجش روایی به راحتی از تحلیل عاملی میشود استفاده کرد. برای من متخصص در این زمینه کاملا آشکار است که محقق با چه مشکلی برخورد کرده و برای رفع این مشکل چه راهکاری اندیشیده است!!!! این طور ترفندها را هر محقق آگاهی به خوبی تشخیص میدهد. آنچه که مشکل را مضاعف میکند،  تحریف یک نظریه (نظریه وولف) برای مطابقت آن با داده های تحقیق است. ای بابا چرا نظریه رو تحریف میکنی؟ راست واسا و بگو این نظریه اشتباهه، حداقل این اخلاقیه اگرچه ممکنه درست نباشه. نه اینکه نظریه رو بد معرفی کنی تا تحقیقت درست از آب در بیاد.

سال گذشته با این نویسنده تماس گرفتم و در مورد نحوه سنجش روایی مقیاس باورهای پسا انتقادی از ایشان سوال پرسیدم اما جوابی نگرفتم. امسال هم بعد از به چاپ رسیدن مقاله اخیرشان باز هم تماس گرفتم و نقدهایم را برایشان ارسال کردم ولی متاسفانه بازهم جوابی نگرفتم.

امیدوارم با توسعه آگاهی محققان در مورد مصادیق تقلب و تعهد بیشتر آنها به رعایت اصول اخلاقی، جامعه علمی ما از این منجلابی که گرفتارش است رهایی یابد.

 

نویسنده: سعید فرمانی - ۱۳٩۱/۳/٢۱

گاهی اوقات در مواقعی که فشار مشکلات بر من زیاد میشود، درهای امید را بسته میبینم و دنیا در نظرم تیره و تار می آید، اگر بتوانم از آینده به حال مینگرم و با خودم میگویم: این نیز بگذرد.

نویسنده: سعید فرمانی - ۱۳٩۱/۳/٩

بالاخره با هر مشقتی که بود، شماره اول مجله برخط دانش روانشناختی منتشر شد. طی چند سال اخیر که سرو کارم با مجلات حوزه روانشناسی بیشتر شده است، همیشه جای خالی یک مجله ترویجی را احساس میکردم. به نظرم وجود مجلات ترویجی خوب میتواند اساسی باشد برای کارهای تحقیقاتی و به نحوی میشود گفت که وجود مجلات ترویجی یکی از زیر بناهای کار تحقیقاتی است. از این بابت که مطالب ارائه شده در مجلات ترویجی میتواند محققان را با دانش نوین در حیطه های تخصصی آشنا کرده و به ترویج شاخه های مختلف علوم بپردازد.

علم روانشناسی به وجود چنین مجلاتی شدیداً نیاز دارد. هر روزه مباحث جدیدی در حوزه روانشناسی مطرح میشود که نیاز هست به طور صحیح به جامعه علمی معرفی شده تا از این طریق چشم اندازهای جدیدی در مقابل محققان این حوزه گشوده شود.

علاوه بر اینکه مجلات ترویجی میتوانند در توسعه دانش نوین تخصصی در یک حیطه مفید باشند بلکه میتوانند از هدر رفتن کار و زحمت بسیاری از محققان نیز جلوگیری کنند. بسیاری از پژوهشگران مطالبی را دارند (اعم از مقالات ترجمه شده، ادبیات مطالعه شده و....) که مجلات پژوهشی قادر به چاپ آنها نیستند (به علت اهداف خاص خودشان) و این مطالب صرفاً در نزد همان پژوهشگر باقیمانده و با جامعه علمی به اشتراک گذارده نمیشود. به عبارتی محققان حرف هایی برای گفتن دارند که جایی برای بیان کردن آنها نمی یابند. مجلات ترویجی با پر کرده این خلاها و انتشار چنین مطالبی میتوانند از هدر رفتن انرژی و دانش محققان جلوگیری کنند و با به اشتراک گذاشتن این مطالب از دوباره کاری سایر محققان جلوگیری کرده و بستر مناسبی برای کار تحقیقاتی فراهم کنند.

همچنین مجلات ترویجی میتواند مأمنی باشد برای نویسندگانی که تازه به حوزه پژوهش گام نهاده اند. چنین مجلاتی با بها دادن به کارهای تحقیقاتی پژوهشگران جوان میتواند مشوق آنها در ادامه کارهای پژوهشی شان باشد.

تمام مطالب ذکر شده و علاقه ای که به علم روانشناسی دارم، دست به دست هم داد تا افتخار همکاری با مجله برخط دانش روانشناختی را داشته باشم. مجله ای برخط که به صورت رایگان و با سهولت مقالات را در اختیار علاقه مندان قرار میدهد. شفاف سازی کار بررسی مقالات و فراهم نمودن امنیت خاطر برای نویسندگان از طریق راه اندازی وبلاگ مجله، کوتاه کردن فرایند بررسی مقالات (به طور متوسط یک ماه برای هر مقاله از دریافت تا پذیرش در شماره اول)، برخط بودن مجله و قابلیت دسترسی آسان به متن مقالاتبرای همه، از جمله ویژگی های مجله برخط دانش روانشناختی است که در راستای رسالتی میباشد که برای خود در نظر دارد. امیدوارم همچنان با حفظ رویکرد ترویجی، شفافیت فرایند بررسی مقالات، سرعت بررسی مقالات و کیفیت مطالب منتشر شده، بتوانیم قدمی هرچند کوچک در راه توسعه علم روانشناسی در این مرز و بوم برداریم.