روان شناسانه
نویسنده: سعید فرمانی - ۱۳٩۱/٩/٢٧

دوستیِ پایدار، رابطه ایه بر اساس مبادله، بر اساس دادن و گرفتن. دادن و گرفتن محبت، توجه، احترام، هدیه و .... گاهی اوقات می‌شینیم با خودمون فکر می‌کنیم که آیا میزان اون چیزایی که من میدم با اون چیزایی که من می‌گیرم برابره؟ ارزششون چی؟ آیا از لحاظ ارزشی هم برابرن؟ حتی گاهی ممکنه یک چیز یکسانی رو رد و بدل کنیم اما بازم از خودمون می‌پرسیم که کدوم یکیمون به اون چیزی که مبادله شده احتیاج بیشتری داره؟ کدوم یکیمون راحت‌تر می‌تونست مورد مبادله رو از جای دیگه تأمین کنه؟ متأسفانه گاهی اوقات خودمحورانه به این سوالات جواب می‌دیم. ارزش اون چیزی که می‌گیریم رو از دید خودمون می‌سنجیم نه از دید کسی که اونو به ما میده. ارزش اون چیزی که می‌دیم هم همینطور.

آیا برای همینه خیلی از ماها نمی‌تونیم یه دوستی واقعی با بچه‌ها داشته باشیم؟ دوستی با رئیسمون چی؟ دوستی با یه فرد ناتوان چی؟ دوستی با همسر چی؟ دوستی با یه آشنا چی؟

نویسنده: سعید فرمانی - ۱۳٩۱/٩/۱۳

بعضی کتاب‌ها را که می‌خوانی کلافه‌ات می‌کنند، نصفه و نیمه با تو سخن می‌گویند، از میان حرفهایشان بلند می‌شوند و می‌روند، از هر دری سخنی می‌گویند، حس نقص و نادانی را به تو انتقال می‌دهند و گاهی سردرگمت می‌کنند و شاید برایشان مهم نیست که تو چه می‌اندیشی. اما برخی دیگر قدم به قدم با تو حرکت می‌کنند حس موفقیّت و فهمیدن را به تو انتقال می‌دهند و اگر به حرفشان خوب گوش دهی درک عمیقی را برایت فراهم می‌کنند و در یک کلام به تو احترام می‌گذارند. وقتی کتابی از دسته اخیر باشد، به شخصه نوعی رابطه عاطفی با نویسنده کتاب برقرار می‌کنم. دوستش دارم و  احترام خاصی برایش قائلم. دکتر حیدر علی هومن برای من اینگونه بود. امروز اول صبح که خبر درگذشت ایشان را شنیدم عمیقاً ناراحت شدم. اگرچه در زمان حیاتشان فرصتی نبود که با ایشان برخوردی داشته باشم و از نزدیک با ایشان آشنا شوم اما دمخور کتاب‌هایشان بوده و از درک عمیق ایشان در مسائل آماری حظ می‌بردم. شاید بشود گفت آدم‌ها هم مثل کتاب‌هایشان هستند.

یاد شعری از زنده یاد قیصر امین‌پور با نام «آدم‌ها مثل کتاب‌ها هستند» افتادم:

آدم‌ها مثل ِ کتاب‌ها هستند
بعضی آدم‌ها جلدِ زرکوب دارند،
بعضی جلدِ ضخیم و بعضی نازک،
بعضی آدم‌ها ترجمه شده‌اند،
بعضی از آدم‌ها تجدیدِ چاپ می‌شوند،
و بعضی از آدم‌ها توقیف
و بعضی از آدم‌ها فتوکپی ِ آدم‌های ِ دیگراند.
بعضی از آدم‌ها صفحاتِ رنگی دارند،
بعضی از آدم‌ها تیتر دارند، فهرست دارند،
و روی پیشانی ِ بعضی از آدم‌ها نوشته اند:
حق ِ هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.
بعضی از آدم‌ها قیمتِ روی ِ جلد دارند،
بعضی از آدم‌ها با چند درصد تخفیف به فروش می‌رسند،
و بعضی از آدم‌ها بعد از فروش پس گرفته نمی‌شوند.
بعضی از آدم‌ها را باید جلد گرفت،
بعضی از آدم‌ها را می‌شود توی ِ جیب گذاشت!
بعضی از آدم‌ها نمایش‌نامه‌اند و در چند پرده نوشته می‌شوند.
بعضی از آدم‌ها خط خوردگی دارند،
بعضی از آدم‌ها غلطِ چاپی دارند.
بعضی از آدم‌ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی ِ آن‌ها را بفهمیم.
و بعضی از آدم‌ها را باید نخوانده دور انداخت.
کتاب‌ها مثل ِ آدم‌ها هستند.
بعضی از کتاب‌ها برای ِ ما قصه می‌گویند تا بخوابیم.
و بعضی قصه می‌گویند تا بیدار شویم،
بعضی از کتاب‌ها تنبل هستند.
بعضی از کتاب‌ها تقلب می‌کنند،
بعضی از کتاب‌ها دزدی می‌کنند!
بعضی از کتاب‌ها به پدر و مادر ِ خود احترام می‌گذارند.
و بعضی حتی اسمی هم از پدر و مادر ِ خود نمی‌برند.
بعضی از کتاب‌ها هرچه دارند، از دیگران گرفته‌اند.
بعضی از کتاب‌ها هرچه دارند به دیگران می‌بخشند.
و بعضی از کتاب‌ها فقیراند و بعضی گدایی می‌کنند.
بعضی از کتاب‌ها پرحرف‌اند، ولی حرف برای ِ گفتن ندارند،
و بعضی ساکت و آرام اند ولی یک عالم حرفِ گفتنی در دل دارند.
بعضی از کتاب‌ها بیماراند،
بعضی از کتاب‌ها تب دارند و هذیان می‌گویند.
بعضی از کتاب‌ها، کودکانه و لوس حرف می‌زنند.
و بعضی از کتاب‌ها فقط غر می‌زنند و نصیحت می‌کنند.
بعضی از کتاب‌ها پیش از تولد می‌میرند.
و بعضی تا ابد زنده هستند