روان شناسانه
نویسنده: سعید - ۱۳٩٤/۱٠/۳

خود تخریبی عبارت است از هر نوع رفتاری که سلامت و کمال جسمانی، روانی و اجتماعی فرد را به خطر بیاندازد. فرد خود تخریب‌گر دست به اعمالی می‌زند تا ذهنیت دیگران در مورد خودش را خراب کند، و یا مانع پیشرفت و تعالی خودش شود! این عمل می‌تواند آگاهانه یا ناآگانه باشد. خود تخریبی انواعی دارد و گاهی اوقات رفتارهای خود تخریب‌گرانه به یک عادت بدل می‌شوند به گونه‌ای که تشخیص آنها برای فرد به عنوان یک رفتار خود تخریبگرانه دشوار است، مثل کشیدن سیگار و یا مسواک نزدن و یا شانه نکردن موی سر در یک مهمانی به بهانه بی حوصلگی. مصرف مواد مخدر، مشروبات الکلی، سیگار، عدم توجه به وضعیت جسمانی خود، عدم توجه به مسائل و مشکلات روانی، تعلل ورزی در کارها، انتخاب اهداف کوچک برای خود، خود را نادان و احمق جلوه دادن، تلاش برای کسب ترحم دیگران، گرفتن تصمیماتی که موجب دردسر میشوند و ... همگی از موارد خود تخریبی هستند.

چند وقتی است به این مسئله می‌اندیشم که خود تخریبی چه ارتباطی می‌تواند با امنیت روانی داشته باشد؟ به نظرم می‌آمد که این دو باید ارتباطی با هم داشته باشند تا اینکه چند روز پیش مطلبی می‌خواندنم که در آن نوشته شده بود خودتخریبی یک روش برای تامین امنیت روانی است. با خودم گفتم: "همینه، درسته".

خود تخریب‌گر دست پیش می‌گیرد تا پس نیوفتد، عیوب خود را آشکار می‌کند و یا بیرحمانه از خود انتقاد می‌کند تا اینکه احساس اضطراب تمام قد ایستادن در کنار دیگری و یا احتمالاً رقابت با دیگری به سراغش نیاید.

خود تخریب‌گر با دیدن کوچکترین نشانه‌های فاصله گرفتن و یا طرد دیگری، سریعاً دست پیش می‌گیرد که پس نیوفتد و دست به کاری می‌زند که طرفش واقعاً او را طرد کند. گویی میخواهد بگوید که من شایسته طرد هستم.حتی ممکن است نشانه‌هایی که دریافت کرده واقعی نباشد و ساخته ذهنیت حساس او نسبت به طرد باشد.

خود تخریب‌گر خود را شایسته احترام، عشق، لذت بردن و بهترین چیزها نمی‌داند (اگرچه ممکن است ظاهراً این چیزها را بخواهد) و برای به دست آوردنشان هم تلاشی واقعی نمی‌کند برای همین از رقابت، جنگیدن و پیشرفت واقعی اجتناب کرده و به منطقه امن روانی خود می‌خزد.

خود تخریبگر با افرادی معاشرت می‌کند که شأن اجتماعی پایینی دارند و از این طریق قبل از اینکه دیگران اور را طرد کنند، خودش این کار را انجام می‌دهد و با این کارش مسئولیت برای خوب بودن و اضطراب ناشی از آن را از دوش خود می‌اندازد.

خود تخریب‌گر تعلل می‌کند تا موقعیت‌ها از دست برود تا مبادا توانایی‌هایش به چالش طلبیده شود. خود تخریب‌گر اهدافی برای خود بر می‌گزیند و بعد کاری می‌کند که به هدفش نرسد!

خود تخریب‌گر از طریق مأیوس و نا امید جلوه دادن خود، بد شانس و شکست خورده جلوه کردن، بیان مصایب و بدبختی‌ها و یا ضعف های خود، تصویر مطلوبی از خود در ذهن دیگری بر جای نمی‌گذارد و به خود ضربه می‌زند تا ترحم و تأیید دیگران را جلب کند.