روان شناسانه
نویسنده: سعید - ۱۳٩۱/۱/٢٧

اولی: می خوام خودمو باهات قسمت کنم.

دومی:خود تو؟ با من؟ میشه بگی خودت چی هستی؟

اولی: من؟ من کی هستم؟ میدونی من ... من..... من هیچی نیستم میخوام تو رو داشته باشم.

دومی: خوب من چی هستم؟

اولی: تو؟ تو ... تو ... تو.... ببین من تو رو دوست دارم.

دومی: مرسی اما تو که منو نمیشناسی؟ چطوری منو دوس داری؟

اولی: نمیدونم، این فقط عشقه.

بازم دومی: چی از من میخوای؟ خودمو؟ خودتو؟ عشق؟ یا ....

اولی: هیچی فقط با من باش. مال من باش، بزار بهت عشق بورزم، بزار به پات بشینم و.....

دومی: خوب چرا این کارها رو واسه یکی دیگه نمیکنی؟ من چه فرقی با بقیه دارم؟

اولی: گفتم که دوست دارم.

دومی: تو که منو نمیشناسی، پس نمیتونی دوسم داشته باشی. و اگه علیرغم نشناختن بازم دوسم داری، چه من چه یکی دیگه. چه فرقی میکنه؟ من تنها چیز با ارزشی که دارم، خودمم. تا نشناسیس ارزششو نمیدونی و تا ارزششو ندونی خودمو باهات قسمت نمیکنم.

اولی: برو با با حال داری!!!!