روان شناسانه
نویسنده: سعید - ۱۳٩۱/٥/۱۱

در طول سال‌های تحصیلم در دانشگاه هیچوقت به خودم اجازه ندادم که از استادی گدایی نمره کنم. حتی زمانی که مشروط شدنم به یک نمره وابسته بود (من یک ترم در دوره‌ی ارشد مشروط شدم، به دلیل مشکلاتی که کار و تحصیل همزمان برایم پیش آورده بود و صد البته به دلیل سیستم‌های ارزشیابی غلط در دانشگاه‌ها). امروز که در سایت درخواست‌های تجدید نظر دانشجویان را مطالعه می‌کردم (البته با تأخیر و به عمد) حالم گرفته شد. خواهش‌هایی از سوی دو دانشجو برای گرفتن نمره بیشتر جهت اجتناب از مشروط و اخراج شدن. این نوشته‌ها مرا در موقعیتی قرار می‌داد که احساس می‌کردم به کسی ظلمی کرده‌ام در حالی که در طول ترم تمام تلاشم را  برای ارائه هرچه بهتر مطالب کرده بودم. همچنین اصول ارزشیابی مطلوب را هم در نظر گرفته بودم.

روبرو شدن با این طرز فکر، و بدتر از آن این طرز بیان، آن هم از سوی کسی که قرار است در آینده معلم بشود و فرزندان این مرز و بوم را با علم و دانش خودش سیراب (البته اگر عطشی باشد) و یا حداقل هدایت کند، سخت آزار دهنده است. من کجا هستم؟ اینجا کجاست؟ چقدر علم بی‌ارزش شده! چقدر دارند علم را بی‌ارزش می‌کنند (چه به صورت سیستماتیک و در مقیاس کلی و چه توسط تک تک افراد)!

یادم می‌آید دانشجویی در پایان جلسه امتحان درس روانشناسی تربیتی (2) به من گفت: "مهم نیست چند می‌گیریم، چون خیلی چیزا رو یادگرفتیم و این ارزشش از نمره خیلی بیشتره". چقدر با شنیدن این حرف دلگرم شدم. اگر می‌دانستم که یک دانشجو چقدر می‌تواند مربی خودش را دلگرم کند، حتماً در دوران دانشجویی بیشتر به اساتیدم دلگرمی می‌دادم. خاطرات شیرینی که این دانشجویان خلق می‌کنند تلخی برخی خاطرات دیگر را محو می‌کند.