روان شناسانه
نویسنده: سعید - ۱۳٩۱/۱/٥

فحاشی و ویژگی های فرهنگی (محتوای فحاشی در فرهنگ ما)
پس از اینکه مدت ها دل و دل و دماغ پرداختن به به مقوله پرکاربرد فحش نداشتم، امروز حال کردم که در این مورد سخن پراکنی کنم تا به قولی هم که داده بودم عمل کنم.
زبان یک ابزار ارتباطی است. این ابزار تحت تاثیر عوامل جاری در اجتماع، در حال تغییر پی در پی می باشد، لذا هم منعکس کننده تغییرات اجتماعی است و هم خودش از این تغیرات تاثیر می پذیرد تا با تغییرات جامعه هماهنگ شده و در خور نیازهای جامعه بشود. از روی زبان جاری در یک دوره میشود اوضاع سیاسی- مذهبی، اعتقادی، آداب و رسوم اجتماعی، مشاغل، ابزارهای کار، وسایل زندگی، و خلاصه به بافت کلی یک اجتماع در یک زمان خاص دست یافت. واژگان یک زبان بیانگر نیازهای مردمی است که به آن زبان گفتگو میکنند. مثلاً در زبان عربی واژگان مختلفی برای شتر و نخل هست چون اهمیت زیادی در زندگیشان دارد، در زبان فارسی هم واژهای زیادی برای فحش دادن هست چون به فحش دادن نیاز شدیدی هست!!! زبان بشر منعکس کننده جهان پیرامون اوست.
گفته هایمان در «بلاگ بیامرز» پیشین تا بدانجا رسیدکه قرار بر این شده در مورد محتوای فحاشی ها بگویم. خوب میگویم که:
فحش بسیار افشاگر است مخصوصاً وقتی از سر عصبانیت باشد. محتوای فحش پرده از سیستم ارزش گذاری فرد بر می دارد. فرد در هنگام عصبانیت بدترین چیزی را که در نظر دارد نثار دیگری می کند. بدترین فحش من «احمق» است و فحش های دیگر هم اصلاً به دلم نمی چسبد. این نشان میدهد که من ارزش زیادی برای فهمیدن قائلم و از احمق بودن به شدت بدم می آید. البته این بدان معنا نیست که من خیلی میفهمم ها، ممکن است در حین فحش دادن دارم فرافکنی میکنم، اما این فحش نشانگر آن است که من برای فهمیدن ارزش زیادی قائلم.
در قسمت نظرات همان مطالب پیشین، دوست گرامی ام در مورد محتوای فحش های مردان و زنان صحبت کرده بود. حالا چرا اینو گفتم؟ میخوام در مورد فحش های ناموسی بگم.
چرا وقتی مردا دعواشون میشه سراغ زنش، مادر یا خواهر طرف مقابل میرن؟؟؟؟!!! این دیگه از اون عجایبه، البته خیلی هم عجیب نیست و توی خیلی از جاهای دنیا کاربرد داره. پسِ ذهن کاربران این فحش ها اینه که زن، خواهر، و مادر، ناموس مرده؛ یعنی جزئی از تعلقات و اموال (اموالی که از یک نظر مهمند، جنسی) مرد هستش که باید ازشون محافظت کنه. اونم در مقابل چی؟ صرفاً بحث محافظت جنسیه. البته میشه کمی تا اندازه ای با توجیهات روانشناسی تکاملی ماستمالیزاسیونش کرد، اما از اون دیدگاه (یعنی همون روانشناسی تکاملی) باید بگیم که این نوع محافظت مرد از زن نوعی پس مانده افکار و رفتارهای غریزیه. مردی که در هنگام دعوا به دنبال آسیب زدن به طرف مقابلش با فحشه، اونم از نوع جنسی، وباز اونم به زنان مرتبط با مرد مقابل هستش، در وهله اول برا زن شخصیتی جداگانه قائل نمیشه چون با مردش اونو میشناسه، دوماً احتمالاً زن رو موجودی صرفاً جنسی میبینه.
حالا بازم چرا وقتی با مردی دعوامون میشه به ارواح مردگان و گذشتگانش ادای احترام میکنیم؟؟؟/!!! این هم نشان از احترام فراوان برای مردگان است. البته این شکل از فحش ها هم مختص عمل خاصی میشود که مثلاً به قبر بابات ....دم. به روح پدرت ...... جالب اینجاست که اینطور فحش ها بیشتر متوجه مردگان مذکر است لذا می توان نتیجه گرفت که مردگان مذکر هم بیشتر از مردگان مونث محترمند لذا برای آسیب رساندن به دیگری باید به ارواح مذکرش فحش بدهی نه ارواح مونث، تا بیشتر ناراحت شود. به مونث ها تنها میتوان در زمان حیات فحش داد و آن هم در محدوده های خاصی.
اینا خود نشان دهنده وظیفه سنگین مرده که باید 1- از ناموسش محافظت کنه، ناموسشم یعنی انحصار جنسی. 2- از مردگانش باید محافظت کنه، مردگانشم شامل مذکرها میشه و محافطت هم مانع از ..... به روی قبر و روح و غیره میشه. 3- باید نشون بده که غیرت داره وگرنه زن ذلیله یا بیغیرته، غیرت هم رو تنها میشه از طریق اعمالی همچو عربده کشی، کتک کاری، تحت کنترل داشتن دیگران و غیره نشون داد نه از طریق مسخره بازی هایی مثل مکالمه، گذشت، صبر، متانت، حجب، و.... اینجور مزخرفات.
حالا چرا به عمه فحش میدیم اونم نه صرفاً به قصد آزار بلکه به قصد تفریح. احتمالاً برمیگرده به اینکه اون پیوستگی فامیلی قدیم کمرنگ تر شده و این کمرنگی هم از طرف فامیلای بابایی صورت گرفته. حالا چرا این بلا سر خاله ها نیامد؟ چون احتمالاً در جامعه امروز ما بچه ها به طرف فامیلهای مادر بیشتر کشیده میشن تا فامیلهای بابا. حالا چرا؟ احتمالاً برا اینکه مادرا وقت بیشتری رو با بچه ها صرف میکنن؟ حالا چرا؟ احتمالا برا اینکه بابا بیرون خونه کار میکنه و خودشو مسئول تربیت بچه ها نمیدونه یا با بچه ها کمتر ارتباط داره. حالا چرا؟ چون جامعه ما اجازه ابراز وجود به زنا رو نداده، مرد سالاره، و تربیت رو بیشتر به عهده مادر گذاشته. پس زنا تو خونه میمونن، به بچه ها بیشتر نزدیک میشن، و بچه ها هم به اونا بیشتر نزدیک میشن، بعد با هم به خانواده مادری نزدیک میشن و بعد عمه محترم که خواهر پدره و نمادی هم از جامعه پدر سالار میتونه باشه رو مورد مرحمت قرار میدن. می بینید که چطور با مرد سالاری مردا به ریشه خودشون تیشه میزنن.
تازه جایی میخوندم که فحاشی به عمه نشون از فرافکنی عقده ادیپ به اقوام پدره. حتی عمه در فحش های ادبیات پایداری هم نقش پر رنگی داشته!!!
تازه ننه هم مونده.....
تاگندش بیشتر از در نیومده بهتره ولش کنم.
آنچه میخواهم بگویم این است که فحش کردن یک موضوع (مثل بیغیرتی مردان در برابر ناموس) میتواند به نوعی خودش را تغذیه کند. بدین صورت که فحشی در بافتی خاص و با معنایی خاص متولد میشود. مثلاً: بنیادگرا (توجه داشته باشید که در اینجا نوع کاربرد این کلمه به عنوان فحش مد نظر است نه معنا و بعد سیاسی و جامعه شناختی آن) وقتی به عنوان فحش به کار میرود، اگر نگوییم همیشه، مدت زیادی به عنوان یک فحش باقی میماند. بدینگونه که افراد از واژه بنیادگرا برای پرخاش کردن به یکدیگر استفاده می کنند و بعد همه از اینکه بنیاد گرا باشند بدشان می آید و چون اکثراً عامه بوده و حوصله تحقیق پیرامون معنای دقیق بنیادگرایی را نداشته و اگر هم جستجو کنند احتمالاً چیزهایی را می یابند که مشابه خصوصیات خودشان است و چون فلانی از این واژه به عنوان فحش استفاده کرده پس چیز بدی است لذا باید از بنیادگرایی دوری کرده و کمی تغییر کنم، پس چرا این همه کار رو بکنم منم میگم تو خودت بنیادگرایی و معنای بنیاد گرایی رو تغییر میدم و یا اصلاً چرا اینکارو کنم؟ منم بهش میگم غرب زده.


چه باید کرد؟
میتوانید فحش بدهید میتوانید هم ندهید. اگرچه منکر این نیستم فحش دادن آدم را آرام میکند. سعی کنید در مواقعی که چاره ای نیست از فحش هایی استفاده کنید که بار مثبتی داشته باشد. مثلاً فحش هایی که با (بی+ هر چیز خوب) شروع میشوند معمولاً به فرد میگوید که فاقد چیزی است و فرد را در پی کسب آن خواهد کشید که آن چیز خوب (باز هم به سیستم ارزشگذاری فرد بر میگردد) را که ممکن است ادب، فرهنگ و ... باشد به دست آورد. اما فحش هایی که بار منفی دارند (باز هم از نظر سیستم ارزشگذاری من) شخصی که فحش را نوش جان کرده بر می انگیزانند که از چیز نادرستی دفاع کند و یا چیز نادرستی به دست آورد. مثلاً فحش «بی عرضه» شخص را بر می انگیزاند که با عرضه باشد البته باید دید که بافت به کار رفته در هنگام صدور فحش چه بوده. اگر مردی به خاطر اینکه زنش را کتک نزده بی عرضه خوانده شود برانگیخته میشود که زنش را بزند (البته میزان به عمل رساندن این برانگیختگی رابطه مستقیمی با حجم مغز فرد دارد). اما اگر این فحش در زمانی گفته شود که مردی زنش را دست تنها گذاشته، مرد برانگیخته میشود که به کمک زنش بشتابد. در نتیجه میتوان گفت که فحش همیشه هم بد نیست بلکه از آنجایی که همه انسان ها میل به کمال دارند، با عکس العمل در برابر فحش خوردن به سوی کمال حرکت میکنند. البته ممکن است فرد فحش خورده احساس بی حرمتی کرده و مقاومت کند اما این امر تاثیری در کارکرد فحش ندارد و او (یعنی همان فحش) همچنان کارش را میکند.
نکته دیگر در باب کاربردهای فحش باید گفتکه فحش به شدت قداست زدا است. هدایت از آن نویسندگان زیرکی است که از این ابزار استفاده کرده است. فقط کافی است داستانهای طنزش را بخوانید.
امیدوارم توانسته باشم که مفهوم فرهنگ ناسزا گو را در طی این مدت کمی روشن کرده باشم


شاد و سربلند و بی نیاز از فحش باشید